گاهی سکوت گویاتر ازتکلم و فریاد است گاهی نبودن روشن ترین دلیل حضور است وقتی دیگر نبود؛من به بودنش نیاذمند شدم وقتی دیگر رفت؛من به انتظار آمدنش نشستم وقتی دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد، من او را دوست داشتم وقتی او تمام کرد،من شروع کردم وقتی او تمام شد،من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن... مثل تنها مردن... .......... برگرد
به سر دروازه هستي نوشتيم *** غم بي همزباني كشت ما را
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد
به هوای هوسی هم که شده سرکی می کشد و می گذرد
بنام خدا؛ سلام
در ابتدا شعری زیبا از رهی معیری بنام "بهار عشق"رو براتون گذاشتم
روان پرور بود خرم بهاری که گیری پای سروی دست یاری و گر یاری ندارد لاله رخسار بود یکسان به چشمت لاله و خار چمن بی همنشین زندان جانست صفای بوستان از دوستان است غمی در سایه جانان نداری و گر جانان نداری جان نداری بهار عاشقان رخسار یار است که هر جا نوگلی باشد بهار است
سخنانی از بزرگان:
آنکس که از لباس تقوي برهنه شد به هيچ لباسي پوشيده نميشود. امام علی (ع)
اشخاص عاقل وبا اخلاق هرگز کلامي برزبان نمي آورند که احساسات ديگران را جريحه دار سازند. اسمايلز
اگر سنگ و صخره در مسیررودخانه ی زندگی نباشند؛ شنیدن صدای آب زیبا نیست!!!
خوش خوئي و گشاده روئي دوام دوستي است و بردباري گور عيب هاست. امام علی (ع)
اشتباه را تصحيح نکردن خود اشتباه ديگريست. کنفوسیوس
حريص محتاج است اگر چه مالک دنيا شود. امام علی (ع)
هر چه بيشتر بربار حافظه بيفزائيد حافظه تان قويتر ميگردد و هرچه بيشتر بآن اعتماد کنيد قابل اعتمادتر ميگردد. توماس دوکوئين
برخی، بخاطر همرنگ شدن با جماعت، آنها را رنگ می کنند
اگر کوه ها بلرزه درآمدند، تو پابرجا واستوار باش. امام علی (ع)
نه چندان نرمي کن که برتو دلير شوند ونه چندان درشتي که ا زتو سير گردند. سعدی
انسان فهميده و خردمند کسي است که هيچ عادت و انس اورا کور و کر نکند. سعيد نفيسی
اگر سخن چون نقره است ، خاموشی چون زر پر بها ست. لقمان حکيم
مرد پرهيزکار ، هرگز پارسايي خود را نمی سنجد. پاسکال
اگربه خاموش کردن آتش ميروي، لباس علفي برتن مکن. مثل چينی
در راه رسيدن به اوج با مردم مهربان باش چرا كه هنگام سقوط با همان مردم رو به رو خواهي شد
نظر بپايان کارانداختن نيمه زندگي است . حضرت رسول اکرم (ص
عاشقان گرچه مشتاق جمال دلبرند دلبران بر عاشقان از عاشقان عاشق ترند
موقعي که داري واسه بدست آوردن کسي ميدوي آروم بدو چون شايد يکي هم داره واسه بدست آوردن تو ميدوه
از شکستن دو چيز بترس يک دلي که صادقانه دوستت داره دومي دلي که صادقانه به يادت است
نظر به خوبی کارم نمی نماید کس هزار دیده نگهبان یک اشتباه من است
من به آمار زمين مشكوكم اگر اين شهر پراز آدمهاست؛ پس چرا اين همه دلها تنهاست
يک شمع مي تواند هزاران شمع را روشن کند، بدون آن که چيزي :از دست بدهد، مانند شادي که هيچگاه با تقسيم کردن کم نمي شود
زندگی ۳ چیز بیشتر نیست : ۱. به اجبار به دنیا آمدن . ۲. با غم زیستن . 3. با آرزو مردن
تو رو خواستن اشتباه بود - تو رو دیدن یه گناه بود - دلم از گناه نترسید - که وجودت چون پناه بود
به خود ميپيچم از درد جدايي، نميبينم صداي آشنايي. شنيدم زير لبها عشق ميگفت: ... چو ني مينالم از درد جدايي
اگه عشقم حقیره ! اگه جسمم کویره ! اگه همیشه تنهام ! اگه خالیه دستام ! برای تو عاشق ترین عاشق دنیام
من تمنا کردم... که تو با من باشي ! تو به من گفتي : " هرگز ... هرگز ! " پاسخي سخت و درشت ! و مرا غصه ي اين هرگز کشت
هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت....هيچ ادايي جاي اون نازو اداتو نگرفت....پيش هر نقاشي رفتم تو رو نقاشي كنه، روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت...
عشق من تو باش نه براي اينكه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي..
و آخرین مطلب شعر بسیار بسیار قشنگ از سهراب سپهری بنام "قیر شب"
ديرگاهی است كه در اين تنهايی رنگ خاموشی در طرح لب است بانگی از دور مرا میخواند ليك پاهايم در قير شب است رخنهای نيست در اين تاريكی در و ديوار به هم پيوسته سايهای لغزد اگر روی زمين نقش وهمی است ز بندی رسته نفس آدمها سر بسر افسرده است روزگاری است در اين گوشه پژمرده هوا هر نشاطی مرده است دست جادويی شب در به روی من و غم میبندد میكنم هر چه تلاش، او به من می خندد . نقشهايی كه كشيدم در روز، شب ز راه آمد و با دود اندود . طرحهايی كه فكندم در شب، روز پيدا شد و با پنبه زدود . ديرگاهی است كه چون من همه را رنگ خاموشی در طرح لب است . جنبشی نيست در اين خاموشی دستها پاها در قير شب است
سلام مجدد به همه ی دوستان خوبم
امیدوارم که از آپ جدیدم خوشتون اومده باشه
یه مطلب اینکه اگه کسی از دوستان متن زیبا و یا شعر قشنگی و حتی یه خاطره ی زیبا داشت
و خواست تا بقیه هم بخوننش (و همچنین یه کمکی در بروز رسانی وبلاگ انجام بده)
تو قسمت نظرات (نظر خصوصی) برام ارسال کنه تا براش تو وبلاگ بزارم
و در آخر تشکر میکنم از همه ی دوستانی که با نظرات قشنگشون منو یاری میکنند
لحظاته خوب و خوشی رو براتون آرزو میکنم
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
گاهی سکوت گویاتر ازتکلم و فریاد است گاهی نبودن روشن ترین دلیل حضور است وقتی دیگر نبود؛من به بودنش نیاذمند شدم وقتی دیگر رفت؛من به انتظار آمدنش نشستم وقتی دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد، من او را دوست داشتم وقتی او تمام کرد،من شروع کردم وقتی او تمام شد،من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن... مثل تنها مردن... .......... برگرد